به روز شده در: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
کد خبر: ۷۵۳۲۱۸
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۰ - ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
نقدی بر نقد مدیرعامل بیمه آسیا؛

سهم بازار یا ارزش‌آفرینی؟ وقتی صورت‌مسئله صنعت بیمه اشتباه تعریف می‌شود

روزنو :رسول خرم:یادداشت اخیر مجتبی حیدری مدیرعامل شرکت بیمه آسیا در روزنامه دنیای اقتصاد اگرچه حاوی نکات قابل تأملی درباره سودآوری، کیفیت پرتفوی و نوآوری است، اما به نظر می‌رسد بخشی از واقعیت‌های بازار بیمه ایران را نادیده گرفته و برخی چالش‌ها را ساده‌سازی کرده است.

سهم بازار یا ارزش‌آفرینی؟ وقتی صورت‌مسئله صنعت بیمه اشتباه تعریف می‌شود

 

به گزارش روزنو در روزهایی که صنعت بیمه ایران با چالش‌های متعددی از جمله تورم، کاهش قدرت خرید، رقابت فشرده، محدودیت‌های سرمایه‌گذاری و الزامات نظارتی مواجه است، انتشار یادداشت‌هایی درباره مسیر آینده این صنعت می‌تواند به غنای ادبیات مدیریتی آن کمک کند. با این حال، شرط اثرگذاری چنین تحلیل‌هایی آن است که علاوه بر مباحث تئوریک، واقعیت‌های عملیاتی بازار را نیز در نظر بگیرند.

 

در یادداشتی که اخیراً از سوی مجتبی حیدری مدیرعامل شرکت بیمه آسیا در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شده، چند محور اصلی مورد انتقاد قرار گرفته است؛ از جمله تمرکز بر سهم بازار، رقابت قیمتی، جذب پرتفوی‌های بزرگ و رشد فروش بدون توجه به سودآوری. در نگاه نخست، این گزاره‌ها منطقی و قابل دفاع به نظر می‌رسند، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که بخشی از آنها با واقعیت‌های صنعت بیمه ایران فاصله دارد.

 

 نخستین نکته به موضوع سهم بازار بازمی‌گردد. در این یادداشت، این‌گونه القا شده که مدیران نباید درگیر افزایش سهم بازار باشند و باید به ارزش‌آفرینی بیندیشند. این در حالی است که در تمام صنایع مالی و بیمه‌ای دنیا، سهم بازار یکی از مهم‌ترین شاخص‌های قدرت، نفوذ، برند و توان رقابتی شرکت‌ها محسوب می‌شود. هیچ شرکت بزرگی در جهان بدون توجه به توسعه بازار و افزایش مقیاس فعالیت به جایگاه فعلی خود نرسیده است. مسئله اصلی نه سهم بازار، بلکه کیفیت سهم بازار است.

 

 محور دیگر به نقد رقابت قیمتی اختصاص دارد. بدون تردید نرخ‌شکنی غیرفنی می‌تواند به سودآوری شرکت‌ها آسیب بزند، اما آیا تمام رقابت قیمتی مخرب است؟ در اقتصادی که مشتریان با محدودیت منابع مالی مواجه‌اند، قیمت یکی از اصلی‌ترین عوامل تصمیم‌گیری است. از سوی دیگر، رقابت قیمتی در بسیاری از بازارهای توسعه‌یافته به افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها و بهبود خدمات منجر شده است. بنابراین نمی‌توان هرگونه رقابت قیمتی را به عنوان یک آسیب ساختاری معرفی کرد.

 

 در بخش دیگری از یادداشت، رشد فروش و جذب پرتفوی‌های بزرگ به عنوان یک دام معرفی شده است. این در حالی است که اساساً فلسفه فعالیت شرکت‌های بیمه، توسعه پرتفوی و افزایش ظرفیت عملیاتی است. اگر جذب پرتفوی بزرگ ذاتاً یک اشتباه باشد، باید بخش مهمی از موفقیت شرکت‌های بزرگ بیمه‌ای جهان را نیز زیر سؤال برد. آنچه خطرآفرین است، تمرکز بدون مدیریت ریسک، نبود پوشش‌های اتکایی مناسب و ضعف در وصول مطالبات است، نه اصل جذب پرتفوی‌های بزرگ.

 

 موضوع تأخیر در پرداخت حق بیمه توسط برخی بیمه‌گذاران بزرگ نیز واقعیتی انکارناپذیر است، اما این مسئله بیشتر به کیفیت قراردادها، اعتبارسنجی مشتریان و ساختار وصول مطالبات بازمی‌گردد تا اندازه پرتفوی. بسیاری از بزرگ‌ترین قراردادهای بیمه‌ای کشور در حوزه‌های انرژی، پتروشیمی، صنایع بزرگ و پروژه‌های ملی منعقد می‌شوند و اتفاقاً از مهم‌ترین منابع درآمدی شرکت‌های بیمه هستند.

 

 شاید مهم‌ترین نقد وارد بر این نوع تحلیل‌ها آن باشد که گاهی میان آرمان‌های مدیریتی که بعضاً از دانشگاه به یکباره به صنعت بیمه می‌پیوندند و واقعیات بازار فاصله ایجاد می‌شود. سخن گفتن از هوش مصنوعی، نوآوری محصول، ارزش‌آفرینی و سودآوری پایدار بدون تردید ضروری است، اما تا زمانی که ساختار بازار بیمه ایران همچنان بر چند رشته اصلی و سنتی استوار است و بخش عمده‌ای از شرکت‌ها برای حفظ سهم خود در همین بازار رقابت می‌کنند، نمی‌توان از اهمیت مقیاس، فروش و سهم بازار چشم‌پوشی کرد.

 

 واقعیت این است که صنعت بیمه ایران نه به مدیرانی نیاز دارد که صرفاً به دنبال افزایش سهم بازار باشند و نه به مدیرانی که سهم بازار را بی‌اهمیت جلوه دهند. موفقیت آینده این صنعت در ایجاد توازن میان رشد بازار، سودآوری، مدیریت ریسک، نوآوری و ارزش‌آفرینی نهفته است. شاید بهتر باشد به جای طرح دوگانه «سهم بازار یا ارزش‌آفرینی»، این پرسش مطرح شود که چگونه می‌توان از طریق افزایش سهم بازار، ارزش بیشتری برای سهامداران، بیمه‌گذاران و آینده صنعت بیمه خلق کرد؛ پرسشی که به نظر می‌رسد پاسخ آن بسیار پیچیده‌تر از آن است که در چند گزاره کلی و مدیریتی خلاصه شود.

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار