به روز شده در: ۲۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۰
کد خبر: ۷۵۷۳۷۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۸ - ۲۷ تير ۱۴۰۵

جنوب کشور هنوز سرپاست و بخشی از زیرساخت‌ها هدف قرار گرفته شد!

روزنو :پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا نیز با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شد ایران کنترل تنگه هرمز را در اختیار ندارد. او هم‌زمان تصاویری از سقوط برج مراقبت دریایی بندر چابهار را در حساب کاربری خود بازنشر کرد. مقام‌های آمریکایی این اقدامات را در چارچوب حفظ آزادی کشتیرانی توصیف کرده‌اند، در حالی که ایران پیش از این بار‌ها تأکید کرده است امنیت تنگه هرمز باید با همکاری کشور‌های ساحلی منطقه و بدون مداخله نظامی قدرت‌های خارجی تأمین شود. هم‌زمان، ادعا‌هایی نیز از سوی آمریکا درباره بازرسی و توقیف یک نفتکش منتسب به ایران در دریای عمان مطرح شد که در قالب بیانیه‌های سنتکام منتشر شد.

جنوب کشور هنوز سرپاست و بخشی از زیرساخت‌ها هدف قرار گرفته شد!

آنچه در موج اخیر حملات آمریکا در شامگاه پنجشنبه و بامداد جمعه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، تغییر تدریجی ماهیت اهداف است.

به گزارش روز نو اگر در چهار دور حملات شب‌های گذشته ایالات متحده به کشورمان، تمرکز عمدتا بر مراکز نظامی و امنیتی بود، اکنون نشانه‌هایی از انتقال فشار به زیرساخت‌های حیاتی کشور دیده می‌شود؛ زیرساخت‌هایی که نقش آنها صرفا در حوزه حمل‌ونقل یا خدمات عمومی خلاصه نمی‌شود، بلکه بخشی از شریان‌های اقتصادی، لجستیکی و حتی پایداری اجتماعی کشور را تشکیل می‌دهند.

هدف قرارگرفتن پل‌ها، مسیر‌های مواصلاتی و برخی تأسیسات خدماتی، از همین منظر قابل ارزیابی است؛ اقدامی که آثار آن فراتر از خسارت فیزیکی بوده و می‌تواند زنجیره تأمین، جابه‌جایی کالا و تاب‌آوری اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد. شاید در این مقطع، تهران بیش از آنکه درگیر محاسبه هزینه‌های واردشده باشد، معطوف به مدیریت الزامات میدان و نحوه پاسخ به تحولات جاری است.

 با این حال، مسئله اصلی دیگر صرفا برآورد خسارت‌های امروز یا ارزیابی پیامد‌های یک رشته حملات پراکنده نیست؛ اهمیت واقعی در تشخیص مسیری نهفته است که این تحولات می‌تواند در روز‌ها و هفته‌های آینده بپیماید. آنچه اکنون بیش از هر چیز نیازمند توجه است، درک منطق راهبردی تغییر الگوی درگیری و پیش‌بینی گام‌های بعدی طرف مقابل است؛ زیرا در بسیاری از جنگ‌ها، آنچه سرنوشت بحران را رقم می‌زند، نه حجم خسارت‌های اولیه، بلکه روندی است که به‌تدریج قواعد، اهداف و دامنه رویارویی را دگرگون می‌کند.

اگر هدف قراردادن زیرساخت‌های حیاتی به یک الگوی پایدار عملیاتی تبدیل شود، پیامد‌های آن به عرصه نظامی محدود نخواهد ماند و به‌تدریج شبکه‌های اقتصادی، لجستیکی، خدماتی و حتی پایداری اجتماعی را نیز درگیر خواهد کرد. در کنار این مسئله، نحوه انتخاب اهداف و شکل اجرای حملات، این احتمال را نیز برجسته‌تر می‌کند که تخریب مسیر‌های مواصلاتی، بنادر و گره‌های ارتباطی صرفا با هدف واردآوردن فشار اقتصادی نباشد، بلکه بخشی از فرایند ایجاد شرایط عملیاتی برای سناریو‌های پیچیده‌تر، از جمله افزایش آزادی عمل در مناطق ساحلی به منظور حمله زمینی یا اشغال جزایر راهبردی ایرانی تلقی شود. فارغ از اینکه چنین سناریویی تا چه اندازه محتمل باشد، اقتضای حکمرانی راهبردی آن است که همه فرضیه‌های ممکن با دقت، بدون اغراق و بدون غفلت، مورد ارزیابی قرار گیرند.

در مقابل، چگونگی پاسخ ایران نیز به یکی از متغیر‌های تعیین‌کننده تحولات آینده تبدیل شده است. هر تصمیمی، خواه استمرار تمرکز بر اهداف نظامی و خواه گسترش دامنه پاسخ به زیرساخت‌های طرف مقابل یا کشور‌های میزبان نیرو‌های آمریکایی، می‌تواند پیامد‌های متفاوتی بر روند بحران بگذارد. از این رو، مدیریت محاسبات راهبردی در چنین فضایی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند؛ زیرا هر اقدام، واکنشی متقابل را در پی خواهد داشت و این چرخه می‌تواند سطح درگیری را به مرحله‌ای تازه وارد کند.

 هم‌زمان نباید این واقعیت را نادیده گرفت که صرف خویشتن‌داری نیز لزوما به معنای کاهش فشار‌ها نیست. تجربه روز‌های اخیر نشان داده است معادلات میدانی، بیش از مواضع اعلامی، مسیر تحولات را تعیین می‌کنند و هرگونه ارزیابی از آینده باید بر پایه واقعیت‌های صحنه، نه صرفا بر مبنای تهدید‌ها یا اظهارات سیاسی، صورت گیرد. به همین دلیل، مهم‌ترین ضرورت امروز، حفظ نگاه واقع‌بینانه به روند جنگ و پرهیز از هرگونه برآورد خوش‌بینانه یا بدبینانه افراطی است. آنچه اکنون در برابر تصمیم‌گیران قرار دارد، فقط محدود به مدیریت یک رشته حملات متقابل نیست، بلکه مواجهه با روندی است که می‌تواند به‌تدریج قواعد درگیری را دگرگون کند.

اگر هدف قراردادن زیرساخت‌های حیاتی به یک رویه پایدار تبدیل شود، منطقه وارد مرحله‌ای خواهد شد که در آن مرز میان اهداف نظامی و اقتصادی بیش از گذشته کم‌رنگ می‌شود و هزینه‌های جنگ برای همه بازیگران افزایش می‌یابد. از این منظر، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ ابتکار در تصمیم‌گیری، افزایش آمادگی برای سناریو‌های پیچیده‌تر و جلوگیری از غافلگیری در برابر تحولاتی است که ممکن است با سرعتی بیش از انتظار، معادلات موجود را تغییر دهد.

حمله به پل‌ها و زیرساخت‌ها

شروع دور جدید حملات با بیانیه فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بود که اعلام کرد ساعت ۲ بعدازظهر روز پنجشنبه به وقت شرق آمریکا (۹:۳۰ به وقت ایران)، نیرو‌های آمریکایی برای پنجمین شب متوالی موج جدیدی از حملات علیه ایران را آغاز کردند تا قابلیت‌های نظامی ایران را بیش از پیش تضعیف کنند. سنتکام در این بیانیه با تکرار ادعا‌های واهی خود افزوده است این حملات در حالی آغاز شده است که نیرو‌های مسلح ایران در روز‌های اخیر در پاسخ به ازسرگیری تجاوز نظامی علیه کشور، چندین پایگاه و تأسیسات مرتبط با آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است.

در این دور از حملات، نقاطی در هرمزگان، بوشهر، سیستان‌وبلوچستان، سمنان، لرستان و خوزستان شاهد انفجار‌ها و حملات هوایی بودند؛ حملاتی که به گفته مقام‌های استانی و دستگاه‌های امدادی کشورمان، علاوه بر خسارات به زیرساخت‌ها، تلفات و مجروحانی نیز برجای گذاشت. طبق اخبار واصله، مهم‌ترین محور حملات آمریکا در شامگاه پنجشنبه، استان هرمزگان بود.

 شدت حملات علاوه بر مناطق مختلف بندرعباس به شهرستان خمیر، قشم، سیریک و بندرلنگه نیز کشیده شد. یکی از مهم‌ترین حملات، به محله مسکونی تپه الله‌اکبر بندرعباس صورت گرفت که در نخستین دقایق بامداد جمعه، هفت مجروح بر‌جای گذاشت و ساعتی بعد با حمله مجدد به این منطقه ادامه یافت. در حمله دوم، یک دکل مخابراتی هدف قرار گرفت و برق بخشی از منطقه قطع شد.

 در ادامه، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان از افزایش شمار مجروحان این حمله به هشت نفر خبر داد و آن‌طور که تسنیم اعلام کرده یک زن در این حمله جان خود را از دست داده است. همچنین کودک یک‌ساله این زن بر اثر اصابت ترکش به‌شدت مجروح شد و به دلیل شدت جراحات، دو دست خود را از دست داد. بر اساس گزارش‌های پزشکی، بیشتر مصدومان بر اثر موج انفجار آسیب دیده‌اند.

در کنار مناطق مسکونی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل نیز در کانون حملات قرار گرفتند. پل کهورستان در شهرستان بندرخمیر که مسیر ارتباطی بندرعباس به لار را تشکیل می‌دهد، هدف حمله قرار گرفت و در ادامه استانداری هرمزگان اعلام کرد علاوه بر این پل، پنج پل دیگر نیز در شهرستان خمیر مورد اصابت قرار گرفته‌اند؛ پل گریوه، پل پس از روستای لاتیدان، دو پل در مسیر کهورستان-لار، پل نیمه‌کاره محور بندرخمیر-کشار و پل روستای مارو از جمله این پل‌ها بودند.

با آسیب‌دیدن این مسیرها، محور بندرعباس-خمیر-لار و همچنین محور کشار-کهورستان تا اطلاع ثانوی مسدود شد و مسئولان از مردم خواستند از مسیر‌های جایگزین استفاده کنند. دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز شمار شهدای حمله به پل‌های شهرستان خمیر را هفت نفر اعلام کرد. حملات آمریکا فقط به شبکه راه‌های ارتباطی محدود نماند و ایستگاه انشعاب راه‌آهن بندرعباس نیز هدف قرار گرفت که بر اثر آن دو نفر مصدوم شدند. وزارت نیرو نیز از واردشدن آسیب به خطوط انتقال برق بندرعباس و روستا‌های اطراف خبر داد و اعلام کرد بخشی از شبکه پس از عملیات فنی به مدار بازگشته است. در استان سمنان نیز دو پرتابه به محدوده فرودگاه سمنان اصابت کرد.

 استاندار سمنان اعلام کرد این حادثه خسارت جانی نداشته و آسیب‌ها به بخش‌های جانبی فرودگاه محدود بوده است. در دیگر نقاط کشور نیز صدای انفجار یا حملات گزارش شد. منابع رسمی از حملات به اطراف ایرانشهر، بوشهر، سیریک، ویسیان لرستان و اطراف شهر بستان خبر دادند. در قشم نیز طی چند مرحله صدای انفجار‌های متعدد شنیده شد و گزارش‌هایی از وقوع دست‌کم هشت تا ۱۰ انفجار منتشر شد. در مقابل، گزارش‌های منتشرشده درباره وقوع انفجار در چابهار و کنارک از سوی منابع رسمی تکذیب شد.

هم‌زمان گزارش‌هایی نیز درباره هدف قرارگرفتن دوباره برج مراقبت دریایی بندر چابهار و تخریب کامل آن منتشر شد. بر اساس این گزارش‌ها، این تأسیسات برای سومین بار طی روز‌های اخیر هدف حمله قرار گرفته و در جریان حمله اخیر به طور کامل ویران شده است که ایرنا هم این خبر را تأیید کرد، اما به گفته خبرگزاری دولت، حمله تازه آمریکا به برج مراقبت دریایی بندر چابهار تلفات جانی نداشت و به اسکله‌ها، تجهیزات و زیرساخت‌های عملیاتی بندر هم آسیبی وارد نشد.

 تیم‌های فنی پس از حادثه عملیات ارزیابی خسارت و ایمن‌سازی را آغاز کردند و پیش‌بینی می‌شود پس از تأیید شرایط ایمنی، فعالیت تخلیه و بارگیری کالا در بندر از سر گرفته شود. در ادامه حملات بامداد جمعه آمریکایی‌ها، اختلال‌هایی نیز در شبکه‌های ارتباطی و برق برخی مناطق گزارش شد.

در لرستان، شرکت مخابرات از اختلال گسترده در ارتباطات ویسیان و معمولان پس از حمله خبر داد و در جزیره کیش نیز به دنبال آسیب یکی از پست‌های برق، برق بخشی از منطقه نوبنیاد برای ساعاتی قطع شد که پس از انجام عملیات فنی، دوباره به مدار بازگشت. در همین حال، وزارت بهداشت اعلام کرد از زمان آغاز دور جدید حملات آمریکا در تیرماه تاکنون، ۳۸ نفر جان خود را از دست داده و بیش از ۴۰۰ نفر مجروح شده‌اند. بر اساس اعلام این وزارتخانه، در میان قربانیان، زنان و کودکان نیز حضور دارند.

هم‌زمان با ادامه درگیری‌ها، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در سخنانی مدعی شد ایالات متحده در ایران «به دستاورد‌های بزرگی» رسیده است. او با اشاره به توان نظامی آمریکا گفت این کشور از قدرتمندترین ارتش جهان برخوردار است و نتیجه عملیات نظامی علیه ایران «به‌زودی» آشکار خواهد شد. با این حال، رسانه آمریکایی سی‌ان‌ان گزارش داد ترامپ در سخنرانی شامگاه پنجشنبه به وقت آمریکا فقط اشاره‌ای کوتاه به جنگ با ایران داشت و جزئیاتی درباره راهبرد آینده واشینگتن ارائه نکرد. این شبکه همچنین گزارش داد دولت آمریکا در حال بررسی گزینه‌های گسترش عملیات نظامی علیه ایران است.

از سوی دیگر، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد نیرو‌های تفنگدار دریایی این کشور عملیات بازرسی نفتکش «ام‌تی ون یائو» را در خلیج عمان انجام داده‌اند. سنتکام مدعی شد این کشتی در چارچوب اجرای محاصره دریایی آمریکا علیه ایران مورد بازرسی قرار گرفته است. این نهاد نظامی همچنین ادعا کرد تاکنون سه کشتی تجاری را تغییر مسیر داده، یک شناور را از کار انداخته و یک کشتی دیگر را برای اجرای محاصره دریایی مورد بازرسی قرار داده است.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا نیز با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شد ایران کنترل تنگه هرمز را در اختیار ندارد. او هم‌زمان تصاویری از سقوط برج مراقبت دریایی بندر چابهار را در حساب کاربری خود بازنشر کرد. مقام‌های آمریکایی این اقدامات را در چارچوب حفظ آزادی کشتیرانی توصیف کرده‌اند، در حالی که ایران پیش از این بار‌ها تأکید کرده است امنیت تنگه هرمز باید با همکاری کشور‌های ساحلی منطقه و بدون مداخله نظامی قدرت‌های خارجی تأمین شود. هم‌زمان، ادعا‌هایی نیز از سوی آمریکا درباره بازرسی و توقیف یک نفتکش منتسب به ایران در دریای عمان مطرح شد که در قالب بیانیه‌های سنتکام منتشر شد.

پاسخ متقابل ایران؛ حمله به التنف، بحرین و مراکز نظامی آمریکا در منطقه

در پی حملات آمریکا، نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران از اجرای چند عملیات علیه مواضع آمریکا در منطقه خبر دادند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد در موج یازدهم عملیات «نصر ۲» و در پاسخ به کشته‌شدن نیرو‌های ایرانی در ایرانشهر، مرکز فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در منطقه التنف سوریه هدف حمله قرار گرفت. در اطلاعیه سپاه آمده است در این عملیات یک سامانه راداری، چند فروند بالگرد ویژه عملیات و شماری از نیرو‌های آمریکایی هدف قرار گرفتند. سپاه همچنین تأکید کرد کنترل تنگه هرمز همچنان در اختیار نیرو‌های ایرانی قرار دارد.

‌ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز از اجرای مرحله یازدهم عملیات «صاعقه» خبر داد و اعلام کرد محل استقرار بالگرد‌ها و هواپیما‌های شناسایی P-۸ آمریکا در پایگاه الصخیر بحرین با پهپاد‌های انهدامی آرش هدف قرار گرفته است. در بیانیه ارتش تأکید شد این عملیات در پاسخ به هدف قرارگرفتن زیرساخت‌های شهری ایران انجام شده است.

 ارتش همچنین از اجرای مرحله دوازدهم عملیات صاعقه علیه مراکز پشتیبانی ارتش آمریکا در کویت خبر داد و اعلام کرد این مراکز با پهپاد‌های انهدامی هدف قرار گرفته‌اند. هم‌زمان برخی منابع عراقی از حملات موشکی به سکو‌های پرتاب موشک آمریکا در کویت و حمله پهپادی به سکوی پرتاب موشک آمریکا در اربیل خبر دادند. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، مقام‌های رسمی ایران یا عراق این اخبار را تأیید نکرده بودند. ساعاتی بعد نیز گزارش‌هایی از قطع گسترده برق در اربیل و ادامه پرواز جنگنده‌های آمریکایی بر فراز این منطقه منتشر شد.

در همین حال و در عرصه دیپلماتیک نیز تحرکاتی مشاهده می‌شود؛ کمااینکه روزنامه الاخبار گزارش داده است مصر و کشور‌های خلیج فارس هم‌زمان با تشدید درگیری‌های ایران و آمریکا، تحرکات هماهنگی را برای مهار بحران آغاز کرده‌اند. هدف این رایزنی‌ها جلوگیری از گسترش جنگ، ممانعت از ورود مستقیم اسرائیل به درگیری و بازگرداندن طرف‌ها به مسیر مذاکرات عنوان شده است. قاهره و کشور‌های عربی خلیج فارس ضمن هشدار درباره پیامد‌های اقتصادی و انرژی جنگ، در حال بررسی سناریو‌های اضطراری، تقویت همکاری‌های دفاعی و هماهنگی امنیتی هستند. در همین حال، فشار‌های دیپلماتیک بر واشینگتن برای جلوگیری از تبدیل بحران به رویارویی گسترده ادامه دارد.

جاوید قربان‌اوغلی: تنها راه جلوگیری از تشدید جنگ، احیای تفاهم‌نامه ۱۴ماده‌ای است

پیرو تداوم و تصاعد بحران در نتیجه گسترش حملات آمریکا به زیرساخت‌ها و مناطق غیرنظامی کشورمان و بررسی آینده دور تازه جنگ، جاوید قربان‌اوغلی در گفت‌و‌گو با «شرق»، ضمن ابراز نگرانی از روند تحولات اخیر، معتقد است: «چشم‌انداز بحران کنونی چندان امیدوارکننده نیست و اگر مسیر موجود ادامه یابد، خطر گسترش دامنه درگیری‌ها و بیم وقوع هر سناریویی افزایش خواهد یافت». مدیر کل اسبق آفریقای وزارت خارجه با اشاره به حملات شامگاه پنجشنبه و بامداد جمعه میدانی اذعان دارد: «با روندی روبه‌رو هستیم که دورنمای روشنی ندارد. چون از یک سو شاهد تشدید تنش میان ایران و آمریکا هستیم و از سوی دیگر، دامنه حملات به زیرساخت‌ها و اهداف غیرنظامی در حال گسترش است. این وضعیت می‌تواند بحران را وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر و نقطه غیرقابل مدیریت کند»

 مفسر حوزه سیاست خارجی، ذیل انتقاد از عملکرد آمریکا در جریان درگیری‌های اخیر، باور دارد: «از منظر حقوق بین‌الملل، حمله به تأسیسات و زیرساخت‌های غیرنظامی، مگر در شرایط استثنائی و با ارائه ادله روشن درباره کاربری نظامی آنها، قابل توجیه نیست. وقتی شاهد حمله به بیمارستان‌ها، پل‌ها و سایر زیرساخت‌های عمومی هستیم، باید نگران باشیم قواعد حقوق بشردوستانه در حال نادیده‌گرفته‌شدن است». سفیر پیشین کشورمان در آفریقای جنوبی با تأکید بر اینکه آمریکا از توان نظامی گسترده‌ای برخوردار است، هشدار می‌دهد‌: «هرگونه تشدید تنش می‌تواند با واکنش‌هایی به‌مراتب شدیدتر همراه شود». به گفته او: «در چنین شرایطی باید واقع‌بین بود و همه سناریو‌های ممکن را با همان عینک واقع‌بینی دید».

این کارشناس در ادامه به توافق یا یادداشت تفاهمی که به گفته او با میانجیگری برخی کشور‌های منطقه حاصل شده بود اشاره می‌کند و آن را «یک دستاورد مهم دیپلماتیک» می‌خواند. او معتقد است: «بخش عمده مفاد این تفاهم به سود ایران بوده و می‌توانست زمینه کاهش تنش را فراهم کند». با این حال، سفیر اسبق ایران در الجزایر بر این باور است: «اختلاف بر سر نحوه تفسیر یکی از بند‌های این تفاهم، به‌ویژه درباره عبور و مرور کشتی‌ها، موجب بروز بحران جدید شده است».

قربان‌اوغلی به «شرق» می‌گوید: «برداشتی که از این بند ارائه شد، از نگاه بسیاری از کارشناسان حقوق بین‌الملل و حقوق دریا‌ها با متن تفاهم همخوانی نداشت و همین مسئله زمینه‌ساز دور تازه‌ای از تنش‌ها شد». تحلیلگر حوزه بین‌الملل می‌افزاید: «این وضعیت، افکار عمومی منطقه و حتی برخی کشور‌هایی را که پیش‌تر برای کاهش تنش میانجیگری کرده بودند، نسبت به ادامه نقش‌آفرینی محتاط‌تر کرده است». به اعتقاد دیپلمات پیشین کشورمان: «بازیگرانی مانند پاکستان، قطر، مصر و همچنین عمان و عربستان سعودی در مقاطع گذشته برای مهار بحران تلاش کردند، اما اکنون انگیزه آنها برای ورود مجدد به این روند کاهش یافته است».

مدیر کل اسبق آفریقای وزارت خارجه با اشاره به اهمیت تنگه هرمز تصریح می‌کند: «در شرایط جنگی، ایران مطابق موازین حقوق بین‌الملل حق دارد ملاحظات امنیتی خود را اعمال کند و نسبت به تردد شناور‌ها حساس باشد، اما این موضوع با ارائه تفسیری متفاوت از اصل آزادی کشتیرانی دو مقوله جداگانه است. باید میان حفظ امنیت ملی و رعایت قواعد پذیرفته‌شده بین‌المللی توازن برقرار شود». با چنین برداشتی، او پیشنهاد می‌کند: «ایران و عمان با تشکیل یک سازوکار مشترک، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را تضمین کنند». به گفته قربان‌اوغلی: «صدور یک بیانیه مشترک از سوی دو کشور ساحلی تنگه هرمز، یعنی ایران و عمان می‌تواند هم نگرانی‌های امنیتی ایران را مدنظر قرار دهد و هم آزادی کشتیرانی را تضمین کند».

از نگاه سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی، نخستین گام برای خروج از وضعیت فعلی، «برقراری آتش‌بس و سپس احیای همان تفاهم پیشین به امضای پزشکیان و ترامپ» است و بر همین اساس او خاطرنشان می‌کند: «اگر بتوان از طریق میانجی‌های قبلی روند اجرای آن تفاهم را از سر گرفت، امکان بازگشت به مسیر مذاکرات نیز فراهم خواهد شد.

 در غیر این صورت، چشم‌انداز روشنی برای کاهش بحران دیده نمی‌شود و به دنبال آن، بیم وقوع هر اتفاقی وجود دارد». قربان‌اوغلی در بخش دیگری از این گپ‌وگفتش با «شرق» به نقش بازیگران مختلف در تحولات اخیر می‌پردازد و به تعبیر او: «نباید صرفا به تقابل مستقیم ایران و آمریکا توجه کرد». سفیر اسبق ایران در الجزایر با اشاره به مواضع متفاوت برخی جریان‌ها در داخل آمریکا، بر این باور است: «واشینگتن نیز درباره ادامه یا گسترش جنگ دیدگاه یکپارچه‌ای ندارد و لازم است ایران از ظرفیت دیپلماسی عمومی برای اثرگذاری بر فضای سیاسی و افکار عمومی آمریکا استفاده کند».

او همچنین نسبت به گسترش فضای تقابل در داخل کشور هشدار می‌دهد و تأکید دارد: «در شرایط بحرانی، اختلافات داخلی و حمله به هر صدایی که از مذاکره یا کاهش تنش سخن می‌گوید، می‌تواند هزینه‌های بیشتری بر کشور تحمیل کند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت، انسجام داخلی و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک هستیم». این دیپلمات پیشین تصریح می‌کند: «تشدید درگیری‌ها، علاوه بر خسارت‌های انسانی و زیرساختی، پیامد‌های اقتصادی سنگینی نیز برای کشور خواهد داشت و اداره شرایط را دشوارتر می‌کند».

به اعتقاد این کارشناس: «نباید اجازه داد روند تحولات به سمتی پیش برود که امکان بازگشت به دیپلماسی از میان برود». قربان‌اوغلی در پایان با ابراز نگرانی از آینده بحران متذکر می‌شود: «اگر مسیر کنونی ادامه پیدا کند، خطر گسترش دامنه جنگ و افزایش خسارت‌ها جدی است. تنها راه پیشگیری از این وضعیت، بازگشت به دیپلماسی، احیای تفاهم نامه ۱۴‌ماده‌ای، استفاده از ظرفیت میانجی‌ها و تقویت عقلانیت در سیاست خارجی و فضای داخلی است».

کوروش احمدی: حمله به پل‌ها و گره‌های مواصلاتی، یک پله بالاتر رفتن از نردبان تشدید تنش است

کوروش احمدی در گفت‌و‌گو با «شرق» و ذیل تحلیل دور تازه حملات آمریکا به زیرساخت‌های مواصلاتی ایران، ابراز عقیده کرد: «این اقدامات بیش از آنکه نشانه ورود به مرحله حمله زمینی باشد، بیانگر تمرکز واشینگتن بر تغییر موازنه نظامی در تنگه هرمز با هدف بازکردن آن و احتمالا افزایش فشار اقتصادی بر ایران با هدف دشوارکردن ادامه جنگ برای تهران باشد». البته دیپلمات سابق کشورمان بر این نکته هم تأکید می‌کند: «حمله به پل‌ها و گره‌های مواصلاتی، یک پله بالاتر‌رفتن از نردبان تنش و ورود جنگ به مرحله‌ای متفاوت به لحاظ کیفی است».

در عین حال مفسر ارشد حوزه سیاست خارجی با اشاره به حملات اخیر به پل‌ها و مسیر‌های ارتباطی کشور معتقد است: «این حملات را باید فراتر از یک اقدام تاکتیکی دید؛ چراکه شاید قصد آمریکا واردشدن به مرحله جدیدی از جنگ باشد و بخواهد دامنه اهداف خود را از مراکز صرفا نظامی به زیرساخت‌ها گسترش داده و در این باره قصد انتقال این پیام را داشته باشد که تهدید ترامپ مبنی بر زدن تدریجی زیرساخت‌ها جدی است». به اعتقاد او: «فعلا و در مرحله اول، نخستین هدف این حملات بر تنگه هرمز متمرکز است».

 در این باره احمدی توضیح می‌دهد: «پس از آنکه یادداشت تفاهم عملا از بین رفت و درگیری‌های نظامی در محدوده تنگه هرمز آغاز شد، اکنون اولویت آمریکا باید باز نگه‌داشتن این آبراه باشد. در این چارچوب، واشینگتن تلاش می‌کند توان ایران برای اعمال قدرت در تنگه هرمز را کاهش دهد». با چنین قرائتی و از دیدگاه این دیپلمات پیشین ایران: «این راهبرد صرفا به حمله به امکانات ایران برای پرتاب پهپاد و موشک محدود نمی‌شود، بلکه ظاهرا همه سامانه‌های راداری، مراکز پایش دریایی، تجهیزات شنود و هر‌آنچه امکان رصد و هدف‌گیری شناور‌ها را فراهم می‌کند نیز در کانون عملیات قرار گرفته‌اند».

 به تعبیر احمدی: «هدف آن است که ایران توان شلیک موشک یا پهپاد به سمت شناور‌های عبوری را از دست بدهد و امکان ناامن‌کردن مسیر کشتیرانی محدود شود». این کارشناس حوزه بین‌الملل با اشاره به گستره جغرافیایی این راهبرد باور دارد: «اگر این تحلیل را بپذیریم، طبیعی است از چابهار تا ماهشهر، هر زیرساختی که در زنجیره پشتیبانی نظامی سواحل جنوبی قرار دارد، می‌تواند در معرض هدف قرارگرفتن باشد».

احمدی در ادامه و از زاویه دیگری به حمله شامگاه پنجشنبه و بامداد روز جمعه به پل‌ها و مسیر‌های مواصلاتی جنوب کشورمان می‌پردازد و آن را دارای دو کارکرد هم‌زمان می‌داند: «نخست، کاهش توان لجستیکی ایران برای انتقال نیرو، تجهیزات و جبران خسارت‌های ناشی از حملات در نوار ساحلی و دوم، افزایش فشار اقتصادی بر کل ایران و مردم». در پیوست نکته مذکور، این دیپلمات اسبق کشورمان توضیح می‌دهد: «به تصور آمریکا، همچنین تخریب پل‌ها، راه‌آهن و مسیر‌های ارتباطی می‌تواند انتقال کالا از بنادر جنوبی به سایر نقاط کشور را مختل کند. در شرایطی که محاصره دریایی نیز در جریان است، این اقدامات می‌تواند موجب فشار اقتصادی بیشتر شود و آثار آن فقط محدود به میدان نظامی نباشد». احمدی همچنین احتمال داد: «هدف حمله یک هفته قبل آمریکا به دو پل مواصلاتی در شمال کشور و مشخصا حمله به دو پل در نزدیکی آق‌قلا می‌تواند ارسال یک پیام باشد». 

به اعتقاد او: «این حملات می‌تواند هشداری نسبت به آسیب‌پذیری کریدور‌های تجاری ایران، از جمله مسیر اوراسیا، چین و اروپا باشد؛ موضوعی که در صورت تداوم، مشکلات اقتصادی کشور را گسترده‌تر خواهد کرد». در کنار این اهداف، دیپلمات اسبق کشورمان احتمال یک سناریوی دیگر را نیز مطرح می‌کند، هرچند آن را در مقطع کنونی ضعیف می‌داند و آن اینکه: «بحث‌هایی درباره احتمال پیاده‌سازی نیرو در بخش‌هایی از سواحل جنوبی یا برخی جزایر مطرح شده، اما تاکنون نشانه‌ای قانع‌کننده مبنی بر اینکه آمریکا قصد اشغال بخشی از سرزمین ایران را داشته باشد، مشاهده نمی‌شود». از دید او: «اگر هم چنین سناریویی مطرح باشد، صرفا می‌تواند در چارچوب همان هدف محدودِ کنترل تنگه هرمز تعریف شود».

احمدی در این زمینه به «موقعیت راهبردی جزیره تنب بزرگ» اشاره و موضوع را این‌گونه تشریح می‌کند: «تنب بزرگ به تنگه هرمز بسیار نزدیک است و ممکن است این تصور وجود داشته باشد که بخشی از توان ایران برای هدف قراردادن شناور‌ها از آن منطقه تأمین می‌شود. از این رو، حمله به این جزیره یا حتی تلاش برای استقرار محدود نیرو در آن، صرفا در راستای کنترل تنگه هرمز قابل تحلیل است». با این حال، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی تأکید دارد: «اشغال هر بخش از خاک ایران با مخاطرات نظامی فراوانی برای آمریکا همراه خواهد بود». به گفته احمدی: «هر نیرویی که در چنین مناطقی مستقر شود، در معرض حملات موشکی و پهپادی از عمق سرزمین ایران قرار می‌گیرد و همین مسئله تلفات را برای آمریکا بسیار بالا می‌برد».

‌احمدی در پاسخ به این پرسش که اگر تهران همچنان به مقاومت ادامه دهد، آیا امکان حرکت واشینگتن به سمت سناریوی رادیکال‌تر و نهایتا «تغییر نظام» وجود دارد، پاسخ «منفی» می‌دهد و تصریح می‌کند: «من فکر نمی‌کنم تغییر نظام در دستور کار دولت ترامپ باشد. دست‌کم اقدامات و اهدافی که تاکنون شاهد آن بوده‌ایم، چنین برداشتی را تأیید نمی‌کند»؛ لذا او یادآور می‌شود: «عملیات نظامی آمریکا همچنان عمدتا در سواحل جنوبی متمرکز است و در این مرحله هنوز اقدامی با هدف تهدید مراکز سیاسی، نهاد‌های حکومتی یا شخصیت‌های ارشد کشور دیده نمی‌شود؛ اقداماتی که اگر هدف تغییر رژیم بود، انتظار می‌رفت در دستور کار قرار گیرد».

احمدی البته میان «فشار برای تغییر رفتار» و «تغییر رژیم» تفاوت قائل می‌شود و به اعتقاد او: «تشدید فشار‌های اقتصادی و نظامی می‌تواند پیامد‌های اجتماعی و سیاسی در داخل کشور داشته باشد، اما این امر لزوما به معنای اجرای پروژه مستقیم تغییر حکومت از سوی آمریکا نیست». دیپلمات پیشین کشورمان این را هم خاطرنشان می‌کند: «هرگونه فشار خارجی می‌تواند نارضایتی‌های داخلی را تشدید کند، همان‌گونه که تحریم‌ها نیز چنین آثاری داشته‌اند. اما وقتی از تغییر نظام صحبت می‌کنیم، منظور اقدام مستقیم و عملیاتی یک قدرت خارجی برای براندازی حکومت است؛ مشابه آنچه در عراق سال ۲۰۰۳ یا افغانستان رخ داد و من در شرایط فعلی چنین نشانه‌ای برای ایران نمی‌بینم». این کارشناس در جمع‌بندی مبانی تحلیلی‌اش تأکید می‌کند: «راهبرد کنونی آمریکا را باید در چارچوب یک هدف محدود، اما مهم بررسی کرد که به نظر می‌رسد مسئله اصلی برای واشینگتن، بازنگه‌داشتن تنگه هرمز است؛ موضوعی که برای دولت ترامپ نیز جنبه حیثیتی پیدا کرده است. اگر هم اقداماتی در برخی جزایر یا سواحل جنوبی صورت گیرد، احتمالا با همین هدف خواهد بود، نه با هدف اشغال بلندمدت سرزمین یا اجرای پروژه تغییر رژیم».

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار