به روز شده در: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۰
کد خبر: ۷۵۷۹۳۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۶ - ۳۰ تير ۱۴۰۵

امام جمعه زاهدان: من امیدوار بودم که مذاکره به جایی برسد

عبدالحمید اسماعیل‌زهی
روزنو :«تا زمان دستیابی به توافق نهایی، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق می‌کنند که وضعیت موجود را حفظ کنند...» پرسش از اصلاح‌طلبان و عبدالحمید آن است که آیا آمریکا وضع موجود را حفظ کرد یا با ایجاد مسیر موازی در تنگه عملا شرایط جدیدی علیه ایران شکل داد؟

 

عبامام جمعه زاهدان در موضوع تفاهمنامه جای شاکی و متهم را عوض کرددالحمید اسماعیل‌زهی، معروف به مولوی عبدالحمید در خطبه‌های نماز جمعه این هفته زاهدان سخنانی را مطرح کرد که با واکنش‌های زیادی همراه بود.

به گزارش روز نو او گفت: «جنگ هنوز ادامه دارد. من امیدوار بودم که مذاکره به جایی برسد. مذاکرات شروع شد، دلار و طلا پایین آمد. مردم امیدوار شدند توافقی در کشور حاصل شود و این توافق نزدیک بود که حاصل شود. ما نمی‌دانیم چه کسانی بودند که این توافق را شکستند. مسئولان باید پاسخ دهند که چه کسانی شکستند. رسانه ما نامش رسانه ملی است، اما رسانه ملی نیست. جایی بمباران می‌شود و مشکلات می‌شود باید به ملت بگویند که در این جنگ چه می‌گذرد».

‌شباهت سخنان عبدالحمید و بیانیه جبهه اصلاحات

او یک پرسش مهم را مطرح کرد؛ آنکه چه کسانی مذاکرات را از بین بردند و مانع رسیدن به توافق نهایی شدند.

 عبدالحمید از مسئولان داخلی و رسانه‌ها می‌خواهد که پاسخ این پرسش را بدهند و طوری القا می‌کند که گویی تقصیر شکسته‌شدن این مذاکرات صرفا بر دوش مقامات داخلی یا برخی از جریان‌های سیاسی است.

این موضع البته اولین بار نیست که مطرح می‌شود و جبهه اصلاحات ایران نیز در بیانیه اخیرش درخصوص جنگ ایران و آمریکا بار مسئولیت شکست مذاکرات را بر دوش نیرو‌های داخلی انداخت و مطرح کرد که ارسال پیام‌های متناقض، تخریب روند گفت‌و‌گو یا تضعیف جایگاه دستگاه دیپلماسی، تنها به افزایش بی‌اعتمادی، پیچیده‌تر شدن مذاکرات و از دست رفتن فرصت‌های ملی منجر خواهد شد.

همچنین به زعم خود هشدار داد که شکست روند دیپلماتیک، صرفا شکست یک دولت یا یک تیم مذاکره‌کننده نیست، بلکه می‌تواند پیامد‌هایی همچون افزایش احتمال بازگشت به رویارویی نظامی، تشدید تحریم‌ها، گسترش بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی، کاهش سرمایه‌گذاری، فرار سرمایه، تعمیق بحران‌های معیشتی و افزایش انزوای بین‌المللی کشور را در پی داشته باشد.

دنیای موازی اصلاح‌طلبان و عبدالحمید

اصلاح‌طلبان و عبدالحمید گویی در دنیایی موازی زندگی می‌کنند و متوجه نیستند که این آمریکا بود که به‌صورت یک‌طرفه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را نقض کرد. جالب است حتی مفسران و فعالان سیاسی آمریکایی نیز بر این موضوع که دولت ترامپ تفاهم‌نامه را از بین برد، تاکید دارند، اما نیرو‌هایی در داخل هنوز اصرار دارند که آمریکا در به وجود آمدن شرایط کنونی هیچ نقشی نداشته است!

به نظر می‌رسد رویکرد آنها نه از سر تاکید بر اصل مذاکره یا نقد و نظر فنی نسبت به این تفاهم‌نامه یا آنچه پس از امضای آن به وجود آمد، بلکه دنبال کردن پروژه تسلیم جمهوری اسلامی در برابر آمریکاست.

به یاد داریم در دوران مذاکرات برجام نیز اصلاح‌طلبان همین رویکرد را داشتند و فارغ از آنکه محتوای برجام چیست، صرفا قدم زدن با وزیر امور خارجه آمریکا را یک دستاورد بزرگ قلمداد می‌کردند یا آمریکا را کدخدای جهان می‌دانستند و از آن سو تصور می‌کردند امضای جان کری تضمین است.

سال‌ها از برجام می‌گذرد و بدعهدی‌های گسترده آمریکا بر همگان روشن شده است؛ از خروج ترامپ از برجام و وضع تحریم‌های شدید گرفته تا ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای و به شهادت‌رساندن رهبر انقلاب و البته حمله به مردم و کودکان بی‌گناه در ایران.

 با چنین شرایطی مولوی عبدالحمید همچنان دنبال مقصر در داخل است و تصور می‌کند اگر هر مناقشه‌ای به وجود آید، بی‌تردید مسئولیت با مقامات ایرانی است.

البته تسلیم بی‌قید و شرط امری نیست که اصلاح‌طلبان از گفتن آن ابایی داشته باشند؛ کمااینکه آنها در بیانیه بعد از جنگ ۱۲ روزه به صراحت اعلام کردند باید غنی‌سازی اورانیوم به کلی تعطیل شود. در واقع ایده آنها نه مذاکره، بلکه تسلیم است و اگر به باور آنها روند تسلیم دچار مشکل شود، مقصر مقامات و جریان‌های سیاسی ایران‌اند!

دلایل نقض تفاهم‌نامه توسط آمریکا

شاید گوش اصلاح‌طلبان و به‌ویژه مولوی عبدالحمید بدهکار داده‌های متقن سیاسی و حقوقی نباشد، اما چون او رسانه‌ها را در مقام پاسخگویی قرار داده است، اکنون دلایل مشخص نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از سوی آمریکا را ذکر می‌کنیم.

 مهم‌ترین اقدام آمریکا در نقض تفاهم‌نامه، ایجاد مسیری موازی در تنگه هرمز برای عبور کشتی‌ها بود. در بند ۵ این تفاهم‌نامه آمده است: «با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران با به‌کارگیری حداکثر تلاش خود، ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون دریافت هیچ هزینه‌ای و صرفا برای مدت ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم خواهد کرد.

تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و همچنین مین‌روبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز به‌طور کامل برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان درباره تعیین سازوکار اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز گفت‌و‌گو خواهد کرد و این موضوع را با سایر کشور‌های ساحلی خلیج فارس، مطابق حقوق بین‌الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشور‌های ساحلی تنگه هرمز، مورد بحث قرار خواهد داد».

این بند آشکارا نشان می‌دهد که هیچ تغییری در وضعیت تنگه هرمز نباید ایجاد شود و این ایران است که عبور و مرور کشتی‌ها را مدیریت می‌کند.

اقدام آمریکا در ایجاد مسیر موازی تردد کشتی‌ها در بخش حاکمیت عمان در تنگه هرمز عملا با روح این بند مهم در تعارض است و آمریکایی که خود زیر تفاهم‌نامه را امضا کرده بود، اقدام به بی‌اثر کردن این بند کرد. در پاسخ به نقض آشکار هم ایران به دو نفتکش متخلف حمله کرد.

حمله ایران برای شروع مجدد جنگ نبود بلکه برای حفظ وضعیتی بود که در تفاهم‌نامه پیش‌بینی شده بود، اما آمریکا از آن مقطع دور تازه حملاتش به نقاط مختلف ایران به ویژه به جنوب ایران را آغاز کرد.

موضوع بعدی نیز به بند ۹ برمی‌گردد. دراین بند آمده است: «تا زمان دستیابی به توافق نهایی، ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توافق می‌کنند که وضعیت موجود را حفظ کنند...» پرسش از اصلاح‌طلبان و عبدالحمید آن است که آیا آمریکا وضع موجود را حفظ کرد یا با ایجاد مسیر موازی در تنگه عملا شرایط جدیدی علیه ایران شکل داد؟

از سوی دیگر بند نخست تفاهم‌نامه که حکایت از پایان جنگ در ایران و کشور‌های محور مقاومت بود نیز به سرعت نقض شد و حملات شدید اسرائیل به جنوب لبنان عملا این بند را بی‌اثر کرد. همچنین بند دهم تفاهم‌نامه که درباره تسهیل روند فروش نفت ایران است نیز محقق نشد و وزارت خزانه‌داری آمریکا در این زمینه مرتکب نقش تفاهم‌نامه شده است.

اصرار بر تفاهم‌نامه و سکوت در قبال جنایت میناب

نکته جالب آن است که ایران صرفا بعد از نقض شرایط موجود در تفاهم‌نامه درباره تنگه هرمز به دو کشتی حمله کرد و به نوعی اقدامات دیگر آمریکا که همه در نقض تفاهم‌نامه بود را نادیده گرفت تا اصل تفاهم‌نامه از بین نرود، اما اصلاح‌طلبان و عبدالحمید به همین میزان هم راضی نیستند و یک بار اعلام نمی‌کنند که آمریکا از چه قواعدی پیروی می‌کند که به خود اجازه برهم‌زدن هر توافقی را می‌دهد؟! مولوی عبدالحمید و بسیاری از هم‌فکران او در میان اصلاح‌طلبان نه امروز بلکه سال‌هاست هیچ درک درستی از وضعیت امنیت ملی، منافع ملی، مذاکره و سیاست خارجی نداشته‌اند و ندارند و با نگاهی کاملا غرب‌گرا سعی می‌کنند منویات ذهنی‌شان را به جامعه القاء کنند.

امروز نه فقط ایرانیان بلکه همه دنیا مشغول محکوم‌کردن سیاست‌های جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل در ایران، لبنان و غزه هستند، اما دریغ از آنکه عبدالحمید و اصلاح‌طلبان یک بار آشکارا صرفا درباره این جنایت‌ها سخن بگویند. او که از مسئولان می‌پرسد چه کسانی تفاهم‌نامه را نقض کردند، خود باید پاسخ بدهد چرا در قبال جنایت وحشتناک آمریکا در مدرسه میناب سکوت کرد؟ آیا از دید او مسئله تفاهم‌نامه مهم‌تر از شهادت ده‌ها کودک بیگناه بود؟ مسئله روشن است؛ نادیده گرفتن بخشی از حقیقت برای پیش‌بردن اهداف و امیال شخصی، گروهی و سیاسی.

پربحث ترین روز
ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار