
جناب پزشکیان! به ما بگو چرا یکباره "صلح" که شریفترین رسالت انسان بر روی زمین است، ناگهان در محافل کشور ما کلامی ممنوعه و مجرمانه شد؟
به گزارش روز نو مگر نه این است که کشور ما مورد تجاوز و تهاجمی ناجوانمردانه قرار گرفت؟ مگر نه این است که مردم این کشور با صبوری و متانت و ایستادگی و فداکاری، تجاوز خارجی را دفع کردند؟ مگر نه این است لحظهٔ پس از دفع تجاوز، نقطهٔ طلایی پایان جنگ و درگیری برای کشور و مردم مورد تجاوز است؟
مگر نه این است که از همان آغاز جنگ، تمام حرف همهٔ ما این بود که مردم و کشوری صلحجو هستیم و بیهیچ دلیل قانونی و موجهی، خاک و خون و حیاتمان مورد شبیخون دشمن قرار گرفته است و ما طبق ضوابط همیشگی عالم به دفاع از خویش برخاستهایم؟
آقای رئیسجمهور! به ما بگو پس یکباره چه شد که صلح و صلحخواهی در موضع اتهام و خیانت قرار گرفت و به جای آن، جنگخواهی و ستیز ابدی که همواره از مردم ما به دور بوده است، شعاری رایج شد؟
در بارهٔ تداوم این جنگ و پیامدهای آن برای ایران و همسایگان مسلمان ما و توطئهٔ پیچیدهٔ مهاجمان برای استفادهٔ میانمدت و بلندمدت از تباه شدن منابع ثروت دنیای اسلام، دیگر چه حرفِ نزده و مکتومی باقی مانده است؟
آقای رئیسجمهور! به ما بگو، چرا طبق آنچه روشن و بیّن و آشکار است عمل نمیشود و در عوض صداهای ماجراجویانهٔ مبتنی بر وهم و خودفریبی بلندتر از عقل سلیم شده است؟
آقای رئیسجمهور! ما به عنوانِ کسانی که به شما برای دور نگهداشتن کشور از هر نوع جنگ و خرابی و ویرانی رأی دادیم، در این وضعیتِ کشور که خود و همکارانتان از ابعاد آن بهتر از ما آگاهید، هزاران پرسش و حرف و سخن داریم و میخواهیم بدانیم شما به سهم خود چه میکنید و چه میخواهید بکنید؟
به عنوان یک شهروند از سرنوشت کشور چنان نگرانم که واژهها از ذهنم فرار میکنند و انگار به پریشان گویی افتادهام!
از پریشانگوییام دیدی پریشانخاطرم؟